حضرات آقايان رؤساي محترم قواي سه گانه دامت تاييدائهم
تشكيل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي طرح مبارزه با فساد كه دو قوه ي مجريه
و قضاييه بدان همت گماشته اند عزم جدي مسئولان را به اقدام در اين امر
اساسي و حياتي نويد مي دهد . حكومتي كه مفتخر به الگو ساختن نظام علوي است
بايد در همه حال تكليف بزرگ خود را كم كردن فاصله ي طولاني خويش با نظام
آرماني علوي و اسلامي بداند و اين جهادي از سر اخلاص و همتي سست ناپذير مي
طلبد . جمهوري اسلامي كه جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامي
هدفي ندارد نبايد در اين راه دچار غفلت شود . رفتار قاطع و منصفانه ي علوي
را بايد در مد نظر داشته باشد و به كمك الهي و حمايت مردمي كه عدالت و
انصاف را قدر مي دانند تكيه كند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
نسبت
استاد شاگردی آیت الله العظمی بهجت و آیت الله مصباح یزدی شاید تا چندی
پیش و در ایام حیات عارف بزرگ زمانه، چندان آشکار و پیدا نبود، چه از آن
جهت که حضور آیت الله بهجت مانع از بیان این ارتباط میشد و چه از آن جهت
که سمت و سوی آشکار فعالیت علامه مصباح در حوزه اندیشه و سیاست به چشم
میآمد و ابعاد اخلاقی در پشت این روشنگریهای نظری و سیاسی پنهان.پس
از رحلت بهجت زمان، هر آنکس که سر و سری با او داشت، خاطراتی گفتنی را به
زبان و قلم آورده و در تبیین جایگاه والای او به جامعه عرضه کرد هرچند که
بسیاری از خاطرات مگو هم در سینه دوستان و دوستدارانش باقی ماند.شاید
یکی از خواندنیترین خاطرات از مرحوم آیت الله بهجت، خاطرات علامه مصباح
یزدی از این استاد بزرگ اخلاق است. خواندن این خاطرات سوای محتوای پر مغز
آن، از سر و سرّ استاد و شاگرد حکایت دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
بخش معرفی کتاب و یک مصاحبه تحلیلی با دکتر وحید رامینپور در باب فرهنگ، تمدن و سینما
گزارشگر: سینما در منظر شهید آوینی ظرفی
است که هر مظروفی را نمیپذیرد. درواقع، آوینی معتقد به ماهیت تکنولوژی و
اینکه ابزار تکنولوژی در حقیقت، حامل فرهنگ و تمدن غرب و مدرنیته است،
ميباشد. بنابراین اگر طبق آنچه آوینی میگوید سینما را ابزاری جهتدار و
دارای ماهیت بدانيم، برخلاف تصور اکثریت فضای سینمایی ماست. این نگاه را
شما چطور تحلیل میکنید؟
یامینپور: این حرف دربارهي شئون مدرنیته، حکمی کلی است. همچنین در
فلسفهي تاریخ، آنچه میگویند که تمدن از نظر زمانی و تأثیر و تأثرات،
متأخر از فرهنگ و تفکر است، حکمی کلی است، یعنی اول، شأن حیات و تفکر به
بلورهای فرهنگی تبدیل میشود و این بلورهای فرهنگی متجسد و در شئون تمدن،
مجسم میشوند. آنوقت رابطهای تعاملی بین تمدن و فرهنگ اتفاق میافتد،
یعنی فرهنگ، تمدن را میسازد و تمدن متأخر از فرهنگ است. سپس، این تمدن است
که به فرهنگ قوام میدهد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
آیتالله مکارم شیرازی ضمن
پاسخ به یک استفتاء: اهانت به مقام ائمه معصوم علیهم السلام و توهین آشکار
به آنها اگر توسط فرد مسلمان صورت گیرد موجب ارتداد و اگر توسط غیر مسلمان
باشد مشمول عنوان سابّ النبی(ص) است .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
«باور کنید، از آن روزی که
عنوان فراماسون در این مملکت پیدا شد و محفل سرّی آنها به اشارة لندن در
این سرزمین تشکیل گردید، از همان روز، بدبختی و سیهروزی ملت ایران، شروع
شده است.»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
به نقل از مردم سالاری:عصر يک روز از نيمه بهار که هوا هنوز بهشتي است، به بيمارستان «آتيه»
ميآيم. بيمارستاني که سالهاست خانه دوم او شده است. پنجمين دکمه آسانسور
را ميزنم. به درب اتاقش که ميرسم، بسته است و روي آن نوشته شده:”لطفا
بدون هماهنگي وارد نشويد”. من که قبلا هماهنگي کرده بودم، حالا تلنگري به
در ميزنم. به اتفاق عکاس مردم سالاري “فرهاد رجبعلي” وارد ميشويم. او در
فکر شکار صحنه هاست و من در انديشه شکار لحظهها. خانوادهاش همه هستند و
همه خوش برخورد. انگار اين خوش برخوردي خصيصه کرمانيهاست.دراولين کلام
حرف آخرم را ميزنم که “هر لحظه حس کرديد مزاحم آرامش بيمار هستم، گوشزد
کنيد تا گفتگو را تمام کنم”. روي ديوار پر است از نوشته هاي قشنگي که با
خط خوش خودش نوشته شده است و شايد يکي از دلمشغوليهايش در شبهاي
کشداربودن در بيمارستان باشد.کنار تختش مينشينم و سعي ميکنم تا چشمانم
را از روي آثار تاولهاي دستش بدزدم.صدايش خيلي آرام و ضعيف است.خودش ضبط
را جلوتر ميبرد و صحبت آغاز ميشود. همکلاميبا رضا ايرانمنش بازيگر و
کارگرداني که در سال 63 و در عمليات کربلاي 5 با گاز خردل شيميائي شده است
و ترکشهاي زيادي به يادگار دارد. رضا ايرانمنش متولد سال 1346 در جيرفت
کرمان است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
ولادت عصاره خلقت و عصمه الله الکبری مبارک
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
تعریف حیا
حیا، واژه ای عربی است که در زبان فارسی
با کلماتی همچون: «شرم» و «آزرم» از آن یاد شده است. حیا، به معنای گرفتگی
نفس از چیزی و ترک آن چیز از ترس سرزنش است.(1) علمای اخلاق نیز در مورد
حیا تعاریف زیادی را بیان داشته اند؛ از جمله اینکه حیا، خودداری نمودن از
هر کار قبیح و زشتی است که مردم آن را بد دانند و فاعل آن را مذمت نمایند و
بد گویند.(2) حیا، غریزه ای است که وجودش در نفس انسان موجب می شود از
انجام محرمات شرعی و قبیحات عقلی و مذمومات عرفی، به خاطر پرهیز از ملامت و
بدگویی و حفظ آبرو، باز ایستد و خود را در اقدام بر آنها محصور و منفعل
یابد.(3)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
سوال:
برخی خانواده ها برای ازدواج دخترانشان مخارج زیادی را بر داماد تحمیل می
کنند مانند برپایی مجلس در تالارها با هزینه ها ی سنگین، و.......به
بهانه آبرو داشتن، که از این طریق مخارج کمرشکنی را بر دوش داماد قرار می
دهند و او را مجبور به زیر بار قرض رفتن و بسیاری از مشکلات دیگر می کنند
تا جایی که او قلبا راضی به این مخارج نیست ولی مجبور می شود. آیا این
بهانه ها که به نوعی سد راه ازدواج جوانها می گردد شرعا چه حکمی دارد و در
صورت عدم رضایت داماد به انجام این مخارج استفاده از آن چه صورتی دارد؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
فرانسوآ ژرار ژرژ اولاند (François Gérard Georges Hollande)،
در سال 1954 در شمال غربي شهر روآن فرانسه بدنیا آمد و در همانجا تحصیلات
ابتدایی خود را گذراند؛ اولاند در یک خانواده مرفه به دنیا آمد، پدرش
دكتر و به جریان راست افراطی فرانسه نزدیک بوده و در دوره استعمار در
الجزایر مبارزه کرده بود؛ مادر اولاند با یادآوری خاطرات دوران کودکی او
میگوید: فرانسوا همیشه چیزهایی میگفت که ما را به خنده میانداخت. او
میگفت وقتی بزرگ شدم رئیسجمهور میشوم[1]!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
راه براى رسیدن به مقاصد معنوى زیاد است؛ ولى مهمّ این است که کدام یک از راهها نزدیکتر، و انسان را زودتر به مقصد مىرساند.(1)
در
این باره، عقاید گوناگون و گفتهها مختلف است. هر گروهى راهى را به عنوان
اقرب الطرق پذیرفته و آن را نزدیکتر و سیر در آن را سریعتر و بهتر
مىدانند. در این میان برخى مصاحبت با نیکان را اقرب الطرق مىدانند.
آنچه
به نظر صحیح مىرسد، اینست که همنشینى با کسانى که خدا را براى خدا
مىخواهند نه براى خود و مجالست با آنان که حقیقت ایمان را در خود به
مرحله واقعیّت رساندهاند، اثرى فوق العاده دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
همه
ما می دانیم که در آموزه های الهی ارزش فراوانی برای پدر و مادر قرار
داده شده است و «نیکی به والدین» یکی از دستورات ثابت و تغییر ناپذیر میان
تمامی ادیان الهی است. در اسلام نیز به عنوان آخرین و کاملترین آیین الهی
تأکید فراوانی نسبت به این مسأله شده است. اهمیت این مسأله در فرهنگ قرآن
آنچنان والا است که خداوند بلافاصله پس از مهمترین دستور خود به بشر،
فرمان به ارج نهادن به جایگاه والدین را صادر نموده است. برای نمونه در
آیه 36 سوره نساء می خوانیم: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً ...»؛ «و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیكى كنید ....»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
شهین خانم و مهین خانم توی خیابون به هم رسیدن ،بعد از کلی احوالپرسی و چاق سلامتی شهین خانم پرسید :راستی از دخترت چه خبر؟دوسالی باید باشه که ازدواج کرده ، از زندگیش راضیه ؟ بچه دار شد؟مهین خانم یه بادی به غبغب انداخت و گفت :آره
جونم ،این پسره ، شوهرش ، مثل پروانه دور سرش می چرخه ، اون سال اول عروسی
که دایم مسافرت بودن ، همه جا رو رفتن دیدن ، عید اون سال هم رفتن اروپا
برای من هم یه پالتوی خیلی قشنگ آورده بود ، تو کار های خونه هم نمی گذاره
دست از سیاه به سفید بزنه ،وقتی هم که حامله بود دیگه هیچی ، اینقدر بهش می
رسید حالا هم که بچه اشون به دنیا اومده تا پوشک بچه رو هم این عوض میکنه ،
آره شکر خدا خوشبخت شد بچه ام .شهین خانم گفت شکر خدا ، ببینم پسرت چیکار میکنه از زنش راضیه !؟مهین
خانم یه آهی کشید و یه پشت چشم اومد که ای خواهر نگو که دلم خونه ، پسر بد
بختم هر چی در میاره همش خرج مسافرت این دختره میکنه ، انگار زمین خونه
اشون میخ داره اون سال اول که اصلا توی خونه بند نبودن ،اصلا فکر نمیکرد که
بابا این بدبخت خرج این همه سفر رو از کجا بیاره ، بعدش هم عیدیه رفتن دبی
،دختره برا ننه اش رفته بود یه پالتو خریده بود ۱۰۰ دلار، پسره شده حمال
خونواده زنش، طفلک بچه ام توی خونه عین یه کلفت کار میکنه ،زنه دست از سیاه
به سفید نمی زنه ، حامله که شده بود این پسره دیگه رسما شده بود زن
خونه،بعد هم که زایمان کرد حتی پوشک بچه اش رو میده این پسر بد بخت عوض
میکنه ،آره خواهر طفلکم بدبخت شد !
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی
ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند.به نظر می رسید وضع مالي خوبي نداشته
باشند . شش بچه مودب که همگی زیر دوازده سال داشتند ولباس هايي کهنه در عین
حال تمیـز پوشیده بودنـد. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته
بودند و با هیجان زيادي در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود
ببینند، صحبت می کردند. مادر نيز بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او
لبخند می زد. وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده
پرسید: چند عدد بلیط می خواهید؟ پدر خانواده جواب داد: لطفاً شش بلیط برای بچه
ها و دو بلیط برای بزرگسالان. متصدی باجه، قیمت بلیط ها را اعلام كرد . پدر به
باجه نزدیکتر شد و به آرامی از فروشنده بليط پرسید: ببخشید، گفتید چه قدر؟! متصدی
باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. ناگهان رنگ صورت مرد تغيير كرد و
نگاهي به همسرش انداخت . بچه ها هنوز متوجه موضوع نشده بودند و همچنان سرگرم
صحبت در باره برنامه هاي سيرك بودند . معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. و
نميدانست چه بكند و به بچه هايي كه با آن علاقه پشت او ايستاده بودند چه بگويد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|
مردی
صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و
راهی خانه خدا شد.
در
راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به
خانه برگشت.
مرد
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه
مجدداً زمین خورد!
او
دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض
کرد و راهی خانه خدا شد.
در
راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ
داد: (( من دیدم شما
در
راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را
روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان
تشکر
می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد
اول از مرد چراغ
بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به
داخل مسجد خودداری می کند.
مرد
اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول
سوال می کند که چرا او
نمی
خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد
دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.))
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط مهدی فاطمی پور
|